counter create hit

مطالب مرتبط:

نتوانستیم شکاف اجتماعی را کاهش دهیم

به گزارش خبرگزاری مهر، ولی اله شجاع پوریان در دومین نشست از سلسله نشست های عدالت_اجتماعی؛ از آرمان تا واقعیت با عنوان، گروه های آسیب پذیر و عدالت اجتماعی گفت: عدالت اجتماعی یکی از مفاهیم اصلی دولت ها بوده است. به مفهوم عدالت در آموزه های دینی ما از سال های پیش پ ...

لاشه هواپیما هنوز پیدا نشده است

سخنگوی سازمان هواپیمایی کشوری اعلام کرد: با وجود تداوم تجسس‌ها در طول ساعات گذشته، هنوز امکان پیدا کردن لاشه هواپیمای سقوط کرده به وجود نیامده است. به گزارش شمانیوز: رضا جعفرزاده تصریح کرد: با وجود آنکه شرایط آب و هوایی منطقه اوضاع را برای تجسس ب ...

بارش برف و باران در ۱۳ استان ایران

بارش برف و باران در ۱۳ استان ایران

عطر و رنگ فاطمی بر ورودی غربی پایتخت نشست

به گزارش خبرگزاری مهر، رحمانی شهردار این منطقه ضمن اعلام خبر فوق گفت: همزمان با ایام فاطمیه معاونت امور اجتماعی و فرهنگی ورودی غربی پایتخت برنامه های ویژه ای را در راستای پاسداشت مقام والای ام ابیها حضرت فاطمه زهرا(س) در اماکن مذهبی، مساجد، حسینیه ها، بوستان ها، م ...

تصادف در محور پارس‌آباد – جعفرآباد ۲ کشته برجای گذاشت

به گزارش خبرنگار مهر، در این حادثه خونین که حدود نیمه شب یکشنبه رخ داد دو سرنشین خودرو سواری با برخورد به یک دستگاه تریلی جان باختند. رئیس پلیس راه استان اردبیل در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به ا ...

بازی اصلاح طلبان در شهرداری با کارت «جهانگیری»

بازی اصلاح طلبان در شهرداری با کارت «جهانگیری»

به گزارش جهان نیوز، در هفته های اخیر شایعاتی پیرامون وجود اختلاف در میان اصلاح طلبان بر سرمدیریت شهری شکل گرفته و بسیاری از فعالین سیاسی و شهری با توجه به عملکرد ضعیفمحمدعلی نجفی، شهردار تهران در مشکلات و مسائل شهری از جمله برف و زلزله، وی را یکی از گزینه های حذف در ا ...

هواپیمای سانحه دیده نقص فنی نداشت

خبرگزاری فارس: مدیرکل آموزش و بهسازی نیروی انسانی شرکت هواپیمایی آسمان با تأکید بر اینکه هواپیمای حادثه‌دیده آسمان به هیچ وجه نقص فنی نداشت، گفت: بسیاری از کشورها خواهان خرید هواپیماهای ATR ما هستند، با اینکه عمر آن‌ها زیاد است‌. بهادر عشایری بیان کرد: پروا ...

ادامه عملیات جستجوی لاشه هواپیما بر فراز «دنا» / سازمان فضایی کشور: از اروپا و چین درخواست کرده ایم اگر ماهواره هایشان لاشه هواپیما را رصد کردند به ما اطلاع دهند

ادامه عملیات جستجوی لاشه هواپیما بر فراز «دنا» / سازمان فضایی کشور: از اروپا و چین درخواست کرده ایم اگر ماهواره هایشان لاشه هواپیما را رصد کردند به ما اطلاع دهند

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : عملیات شناسایی و جستجوی لاشه هواپیمای مسافربری تهران- یاسوج، در دومین روز از سر گرفته شد. به گزارش «انتخاب»، صبح روز گذشته هواپیمای مسافربری تهران - یاسوج با بیش از ۶۰ سر ...

آخرین چک ATR چه زمانی انجام شد؟

مدیرکل آموزش و بهسازی نیروی انسانی شرکت هواپیمایی آسمان با اعلام این‌که هواپیمای سقوط کرده به علت تحریم و نبود قطعه زمین گیر بود، گفت: هواپیمای حادثه دیده به هیچ وجه نقص فنی نداشته است.به گزارش تسنیم، بهادر عشایری در گفت‌وگوی ویژه خبری دیشب با بیان اینکه پرواز هواپیمای ...

برگزاری نخستین گردهمایی ملی گروه های داوطلب حوزه سلامت در ۶ اسفند

برگزاری نخستین گردهمایی ملی گروه های داوطلب حوزه سلامت در ۶ اسفند

ایازی از برگزاری نخستین گردهمایی ملی گروه‌های داوطلب و جهادی حوزه سلامت، یاوران سلامت، در ۶ اسفند ۱۳۹۶ خبر داد. به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری دانشجو، سید محمدهادی ایازی معاون اجتماعی وزیر بهداشت گفت: گروه‌های داوطلب حوزه سلامت، خودجوش و با نگ ...

دستگیری عوامل اختلال در پرواز کرمان - تهران

دستگیری عوامل اختلال در پرواز کرمان - تهران

پهپادهای جستجو بر فراز آسمان دنا +عکس

پهپادهای جستجو بر فراز آسمان دنا +عکس

روایت سردار کمالی از عده ای که مدل های «سرباز حرفه ای» را پیشنهاد می دهند

روایت سردار کمالی از عده ای که مدل های «سرباز حرفه ای» را پیشنهاد می دهند

رئیس اداره سرمایه انسانی سرباز ستاد کل نیروهای مسلح تاکید کرد که باید سربازی را تا جایی که ممکن است بهینه کرد. به گزارش ایسنا، سردار موسی کمالی در نشست بررسی ابعاد فرهنگی، اجتماعی و سیاسی سربازان در دوران قبل، حین و پس از خدمت سربازی که پیش از ظهر ...

بررسی لکه سیاه در ارتفاعات "دنا"/تحلیل یک خلبان از چرایی سقوط

اعزام 150 کوهنورد و پرواز بالگردها برای جستجوی هواپیمای سانحه دیده ۱۳۹۶/۱۱/۳۰ - ۰۹:۴۸ صبح نخستین روز پس از حادثه سانحه هوایی 150 کوهنورد حرف ...

جشن بزرگ ارمغان شریف

به گزارش خبرگزاری مهر، این جشنواره علاوه بر حمایت عملی از زنان سرپرست خانوار تحت پوشش ، دیدار حامیان با کودکان مددجو را نیز در دستور کار خود خواهد داشت. همچنین جمعی از هنرمندان حامی کودکان این مؤسسه نیز در طول این برنامه یکروزه و در ساعات مختلف در کنار خیرین و مدد ...

جستجو برای کشف لاشه هواپیمای ATR ادامه دارد

خبرگزاری ایلنا: وزیر راه و شهرسازی گفت: عملیات جست وجو در سه نقطه در ارتفاعات دنا توسط پروازهای هلی کوپترها و عکس برداری از مناطق در حال انجام است. عباس آخوندی درباره آ ...

قطعاتی از هواپیمای سقوط کرده تهران - یاسوج پیدا شد

نصرتی در میان مردم تجمع‌کننده در مقابل بخشداری دناکوه اظهار کرد: قبول داریم که صبح امروز تا زمان سوخت‌گیری هلی‌کوپتر‌ها و حرکت آن‌ها وقفه‌ای اتفاق افتاد و در این مدت زمان کوتاه و مناسب برای جست‌وجوی هواپیمای سانحه دیده از دست رفت، اما بنده به عنوان مسئول باید پاسخگوی شما م ...

کشف بیش از ۱۶ تن انواع مواد مخدر در غرب استان تهران

به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری دانجشو، سردار محسن خانچرلی عصر امروز در جمع خبرنگاران در مسجد جامع شهر قدس، در خصوص اهمیت نصب دوربین مداربسته در شهرستان قدس اظهار داشت: نصب و راه‌اندازی دوربین‌های شهری از جمله موضوعاتی بود که از ابتدای مسؤولیت خود پیگیر آن بوده‌ ...

عملیات بازگشایی راه ارتباطی ۵۰ روستای شهرستان چالدران

فرماندار چالدران گفت: راه ارتباطی ۵۰ روستای شهرستان مسدود شده بود که عملیات بازگشایی را شروع کرده‌ایم. به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری دانشجو، کریم حسن زاده با اشاره به بارش‌های اخیر باران و برف در شهرستان چالدران اظهار داشت: بارش برف از دیروز ش ...

ناگفته "فروغ فرخزاد" از همان زبان است.

ناگفته هایی از «فروغ فرخزاد» از زبان خودش

اخبار هفتگی - hoor. نیاز: 51 سال, اشعار فروغ فرخزاد, البته, و ما هنوز در حال صحبت کردن در مورد کمتر شنیده در مورد آن بسیار است. "من فکر می کنم فروغ فرخزاد عاقبت هر زمان." این جمله ای است که رهبر انقلاب در یکی از دهرن با شاعران در تابستان 89. 24 فوریه سال 51 سال درگذشت فروغ فرخزاد می گذرد و هنوز هم با مردم صحبت او داغ است. حتی همین چند وقت پیش در پی جلسه ای که اهالی فرهنگ و ادبیات با رهبری است. او گفت: "آتش بود نادرست است. من فکر می کنم که این اواخر هنر بد هیچ صبر و شکیبایی است." (به نقل از خبرگزاری مهر). وقتی پوران خواهر از آتش در ژانویه سال گذشته از جهان ؟ دوباره یاد آن حادثه زنده ماندن نیست در این زمان نیز دو خواهر. ما نیز چون از سگ. های اخیر رهبری و به خاطر سالگرد درگذشت فروغ، مروری کرده ایم بر حرف های کمتر مطرح شده درباره او آن هم از زبان خودش. معلوم است که بعد از 51 سال حرف بکر و نویی وجود ندارد که بخواهیم بگوییم، مگر آن که سراغ خاطرات دیگران برویم اما برایمان مهم بود از فروغی حرف بزنیم که خودش را در نامه ها و مصاحبه هایش توصیف کرده بود. همین است که از شاعران محبوبش گفتیم و از آن دسته شعرهایش که خودش آن ها را دوست نداشته. هر چند فروغ زنده نماند تا ببیند حتی همین شعرهای به قول خودش پرت یا ضعیف، چقدر بین ما شهرت پیدا کرده است. در کنار تمام این ها از کتابخوانی های فروغ گفتیم، از دن آرام، از فلسفی خوانی های عمیقش و حتی از ترجمه هایی که داشت و در زمان حیاتش منتشر نشد. ماجرای فتحی به شماره 678 فاتح شدم/ خود را به ثبت رساندم/ خود را به نامی در یک شناسنامه مزین کردم/ و هستی ام به یک شماره مشخص شد/ پس زنده باد 678 صادره از تهران می توان معرفی فروغ فرخ زاده را با همین شماره شناسنامه و همان قصه های تکراری از زندگی او مثل داشتن پدر نظامی سختگیر و عاشق شدن به وقت نوجوانی و ازدواج ناموفق و داشتن یک پسر و محروم شدن از دیدن او شروع کرد یا اصلا می توان به سراغ خاطرات خواهر و برادر او از روزگار کودکی شان رفت و از آن سال هایی نوشت که فروغ و پوران شب ها با هم روی پشت بام می خوابیدند و درباره ستاره ها حرف می زدند یا از شیطنت هایشان برای پرپر کردن گل های سفید نوشت که فروغ بعد از شنیدن جیغ مادرشان به خواهرش می گفته: «انگار گل سفید فقط مال روی قبره» یا از روزهای مانده به عیده نوروز نوشت که فروغ مدام به خواهرش نق می زده، بیا یواشکی لباس های نویمان را از بالای تختخواب برداریم و تنمان کنیم و از مامان هم نترسیم... نهایتش یک کتک هم می خوریم ولی باز هم می ارزد... اما خود فروغ به بازگویی هیچ کدام از این حرف ها علاقه ای نداشت. چون وقتی در سال 43 با رادیو ایران مصاحبه می کند و ایرج گرگین از او می خواهد که کمی درباره شرح حالش صحبت کند، در جواب می گوید: «والله حرف زدن در این مورد به نظر من یک کار خیلی خسته کننده و بی فایده ای است. خب، این یک واقعیت است که هر آدمی که به دنیا می آید، بالاخره یک تاریخ تولد دارد، اهل شهر یا دهی است، توی مدرسه ای درس خوانده، یک مشت اتفاقات خیلی معمولی و قراردادی توی زندگی اش افتاده که بالاخره برای همه می افتد، مثل توی حضو افتادن دوره بچگی، یا مثلا تقلب کردن دوره مدرسه، عاشق شدن دوره جوانی، عروسی کردن، از این جور چیزها.» فروغ فرخزاد به همراه فرزندخوانده اش «حسین منصوری» نوستالژی دفتر مشق و نخودچی خواندن خاطرات فروغ نشان می دهد که میل به نوستالژی اختصاص به نسل ما ندارد؛ مثلا در همان یادداشت خاطرات سفرش به اروپا از هیجان روزهایی می نویسد که در جیب لباس های قدیمی اش نخودچی و کشمش پیدا می کرده است: «هنوز که هنوز است وقتی اوایل پاییز هر سال مادرم لباس های زمستانی بچه ها را از صندوق ها بیرون می آورد تا به قول معروف «آفتاب بدهد»، دیدن لباس های کودکی ام که مادرم به حفظ آن ها علاقه دارد، جست و جو در جیب های آن ها و پیدا کردن نخودچی یا کشمش گندیده ای که غالبا در ته جیب ها وجود دارد در من حالت عجیبی ایجاد می کند. ناگهان خودم را همچون دوران کودکی ام، کوچک و معصوم و بی خیال می بینم و چند دانه گندم و شاهدانه که با کرک ها ته جیب مخلوط شده مرا به گذشته خیلی دوری بر می گرداند و احساسات لطیف و شاد کودکانه را در من بیدار می کند.» جدا از نخودچی و کشمش کرک دار باقیمانده در ته جیب لباس های زمستانی، فروغ مثل خیلی از ما عاشق دفترهای مشق همان یکی دو سال اول مدرسه اش بوده و آن ها را نگه می داشته است. به همین خاطر است که می نویسد: «هنوز دفترچه های مشق کلاس دوم و سوم دبستانم را دارم. تمام ثروتم را دبستانم را دارم. تمام ثروت مرا کاغذهای باطله ای تشکیل می دهد که در طول سال ها جمع کرده ام و به هر کجا که می روم، همراه می برم. کاغذهایی که دست دوستانم روزی بر آن ها نشانه ای نقش کرده، خطی کشیده یا تصویری طرح کرده است. از دیدن هر یک از آن ها به یاد یکی از روزهای از دست رفته زندگی ام می افتم و مثل این است که همه چیز برایم دوباره تجدید می شود.» فروغ چه می خوانده است؟ قبل از جواب دادن به این سوال، باید به سراغ یکی از نامه های فروغ رفت و از آن جا متوجه شد که کودکی های او در خانه ای گذشته که پر از کتاب و مجله و روزنامه بوده، چون او در خاطرات سفرش به اروپا در سال 35 نوشته است: «من یادم هست وقتی که به دبستان می رفتم، تمام تعطیلات تابستان را با برادرانم در خانه می نشستیم و کتاب های قدیمی و بی مصرف و روزنامه های باطله را به پاکت تبدیل می کردیم و نوکر ما پاکت ها را به مغازه ها می فروخت و هر قدر پول از این راه در می آوردیم، به غیر از پول توجیبی که پدرم به ما می داد، اجازه داشتیم به هر مصرفی که دلمان می خواهد برسانیم. پدرم با این ترتیب می خواست به ما بفهماند که «کار عار نیست» و کسی که بتواند از بازوی خودش نان بخورد، حق دارد که خودش باشد و همیشه سرش را بلند نگه دارد.» اما جالب تر این است که فروغ به نوعی خودش را از خواندن رمان های عشقی و داستان های مجله «تهران مصور» دور کرده و خطاب به پدرش گفته است: «شاید شما هنوز هم وقتی راجع به من فکر می کنید، مرا یک زن سبکسر با افکار احمقانه ای که از خواندن رمان های عشقی و داستان های مجله تهران مصور در مغز او به وجود آمده است، می دانید.» بعد کمی لحنش را تندتر می کند و صدای اعتراض هایش را بلندتر؛ «وقتی من در خانه برای خودم کتاب های فلسفی می خواندم و می نشستم و ساعت ها با استاد فلسفه دانشکده ادبیات راجع به فلسفه های شرق بحث می کردم، شما راجع به من اظهار عقیده می کردید که دختر احمقی هستم که در اثر خواندن مجله های مزخرف فکرم فاسد شده!» (به نقل از نامه ای از فروغ که در چهارشنبه دوم ژانویه در مونیخ نوشته). از تمام این کلی گویی ها که بگذریم، نقل شده که فروغ پیوسته کتاب می خوانده حتی در آخرین روزهای زندگی اش رمان حجیم و سنگین «دن آرام» را که اثری چهار جلدی است، فقط در پنج شبانه روز خوانده و تمام کرده. برای فهمیدن این نکته که چرا این سرعت کتابخوانی اهمیت دارد، کافی است بدانیم «دن آرام» با ترجمه احمد شاملو که امروز در دو جلد قطور در نشر ما زیاد منتشر می شود، 1960 صفحه دارد! راستی رهبر انقلاب درباره این رمان گفته اند: «دن آرام در دنیا به عنوان یک اثر برجسته مطرح است- بحث روسیه نیست- و به زبان های زنده دنیا هم ترجمه شده است؛ یعنی اثر انقلاب است.» (به نقل از Khamenei.ir) شاعر چندزبانه آن هایی که به ادبیات دهه های 30 و 40 علاقه دارند و زندگینامه شاعران فعال آن سال ها را خوانده اند، خوب می دانند که چقدر شعر آن روزگار متاثر از شعر مدرن بود و شاعرها چند زبان بلد بودند، از نیما گرفته تا فریدون رهنما و... فروغ هم از این دسته جدا نبود. وقتی که فروغ سال 36 برای اقامتی چند ماهه ایران را ترک می کند، زبان های آلمانی و ایتالیایی را آن قدر خوب یاد می گیرد که می توانسته به راحتی به این زبان ها صحبت کند. زبان فرانسه را هم به قدر نیاز و احتیاجش بلد بوده ولی مهم این است که برای یادگیری زبان انگلیسی آن قدر تلاش کرده بود که نه تنها می توانست با آن حرف بزند، حتی به انگلیسی می نوشت و انگلیسی ترجمه هم می کرد. مصداقش هم ترجمه نمایشنامه «ژان مقدس» از «برنارد شاو» و سیاحتنامه «هنری میلر» در یونان به اسم «ستون سنگی ماروسی» که حداقل تا 16 اسفند سال 45 منتشر نشده بودند. جالب تر این جاست که او دوست داشته پای نمایشنامه اش به صحنه هم باز شود و خودش نقش «ژاندارک» را بازی کند، البته بازی در تئاتر به رویای تحقق نیافته او تبدیل نشد چون فروغ سال 42 در نمایشنامه «شش شخصیت در جست و جوی نویسنده» اثر «پیراندللو» با کارگردانی پری صابری بازی کرد. محبوب ترین شاعر فروغ کیست؟ جواب دادن به این سوال کمی سخت است. فروغ در مصاحبه ها و یادداشت هایش از شاعران زیادی صحبت کرده است؛ مثلا در مقاله ای که سال 39 در هفته نامه «آژنگ جمعه» درباره وضعیت شعر آن سال ها نوشته، کلی از شاملو تعریف می کند: «من هرگز با شاملو برخورد نزدیکی نداشته ام. اگرچه گاهگاه در اثر تسلیم شدن یک خشم آنی، در مورد او عقاید خاصی ابراز کرده ام، هرگز نتوانسته ام که در تنهایی قلب خود شعر او را نستایم زیرا که در وجودم طنینی صادقانه دارد و از اندیشه ای بارور و احساسی انسانی حکایت می کند.» فروغ گرچه با زبان شعری اخوان ثالث به خاطر عقاید شخصی اش موافق نبوده اما در مجموع، آثار او را می پسندیده و می گوید: «من گاهگاه شعر او را مانند بغضی در گلویم احساس می کنم. شعر او تاسف پرشکوهی است و بوی زوال امیدهای سرشار از باور و یقین را می دهد.» حالا بماند که از شعر «آرش کمانگیر» که شاید خیلی ها آن را از آثار خوب حماسی شعر نو می دانند، چندان خوشش نمی آمده و آن را یک لالایی سست وارفته ای می داند تا یک اثر حماسی که برای تولدش از خون و غرور و ایمانی شریف مایه بگیرد. اصلا او مطلقا سیاوش کسرایی را دوست نداشته چون زبانش را شل و لق می دانسته است. اما اگر نامه ها و یادداشت هایش را دقیق بخوانیم، می بینیم گویا یکی از شاعران محبوب فروغ نیما یوشیج است که جا به جا گریزی می زند به شعرهای او. اتفاقا شعرهایی را بیان می کند که ما هم می توانیم آن ها را حفظ کنیم و هر وقت تنهایی های بزرگ به خاطر متفاوت بودن را می چشیم، زیر لب زمزمه شان کنیم. یکی از این گریزها به روزی بر می گردد که فروغ با مردی مواجه می شود که بدون خواندن شعر نو، از این فرم خوشش نمی آمده و آن را مزخرف می دانسته است. حتی وقتی فروغ کتاب «مانلی» نیما را که در آن روزگار به چاپ رسیده بود، به او هدیه می کند تا بلکه یک بار شعر نو را بخواند و بعد از خواندن اظهارنظر کند ولی باز هم با یکدندگی مرد مواجه می شود. همان موقع او یاد یک قسمت از منظومه «مانلی» می افتد که نیما گفته: این تو را بس باشد/ کآشنای رنجت/ نه همه کس باشد فروغ در نامه ای دیگر که در شنبه 31 فروردین 1338 به برادرش نوشته بود، نیما را شاعرترین شاعر آن روزگار دانسته و دو شعر از او نقل می کند که یکی از آن ها این است: باید از چیزی کاست/ تا به چیزی افزود شاید ریشه علاقه فروغ به اشعار و دنیای فکری نیما را بتوان این جا یافت که می گوید: «نیما عقیده و سلیقه قطعی مرا راجع به شعر «ساخت» و یک جور قطعیتی به آن داد. نیما برای من آغازی بود. من که خواننده بودم، حس کردم که با یک آدم طرف هستم، نه یک مشت احساسات سطحی و حرف های مبتذل روزانه.» بازسازی صحنه مرگ فروغ فرخزاد فروغ از کدام شعرهایش متنفر بود؟ همه کسانی که ذره ای هم با شعر فروغ آشنا هستند، حتما می دانند که او از سه مجموعه شعر اولیه اش خوشش نمی آمده: «اسیر (1331)، «دیوار» (1335) و «عصیان» (1336). همه هم می دانند که چقدر مجموعه «تولدی دیگر» (1343) و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» (1342) را دوست داشته است. اما بعضی حرف های کمتر گفته شده از فروغ درباره همین مجموعه یکی مانده به آخرش وجود دارد، همین مجموعه ای که خیلی ها از آن تعریف می کنند و آن را اوج هنری شعر او می دانند. در کنار تمام این تعریف ها فروغ به خاطر این مجموعه متاسف است. او دلیل این تاسف خود را در یکی از مصاحبه هایش این طور توضیح می دهد: «وقتی به کتاب «تولدی دیگر» نگاه می کنم، متاسف می شوم. حاصل چهار سال زندگی. خیلی کم است. من ترازو دست نگرفته ام و شعرهایم را وزن نمی کنم اما از خودم انتظار بیشتری داشتم و دارم.» تازه تاسف او به همین جا ختم نمی شود. فروغ از آن دسته کسانی است که وقتی می خواهند خود را نقد می کنند، مثل یک قاضی می شوند؛ مثلا می گوید: «در کتاب تولدی دیگر یک چندتا شعری هست که نباید چاپشان می کردم؛ مثلا شعر «سفر» که باید پاره اش می کردم و می ریختم دور یا شروع شعر «آن روزها» و یکی دو تکه اولش خیلی ضعیف است... شعر «آفتاب می شود» به کلی پرت است. فقط موزیک دارد و احساساتی است، درست مثل یک دختر چهارده ساله... شعر «در آب های سبز تابستان» چهار خط آخرش زیادی است... آخرین قسمت شعر «علی کوچیکه» ضعیف است. علتش این ا ست که شعر ناتمام ماند و بعد خواستم تمامش کنم اما دیگر در آن حالت و دنیا نبودم، شعر تقریبا ناقصی است. شعر «ای مرز پرگهر» دچار همین سرنوشت شد و در نتیجه از دو قسمت آخرش زیاد راضی نیستم.» جالب این جاست که خیلی از شعرهایی که فروغ درباره شان این طور صحبت می کند، برای ما شهرت زیادی دارند؛ مثلا اواز ابتدای شعر «آن روزها» انتقاد می کند، همان شعر معروفی که این طور شروع می شود: آن روزها رفتند/ آن روزهای خوب/ آن روزهای سالم سرشار/ آن آسمان های پر از پولک/ آن شاخساران پر از گیلاس... حتی شعر «آفتاب می شود» که از نظر او یک شعر پرت است و برای دختران چهارده ساله، کم شهرت ندارد: نگاه کن که غم درون دیده ام/ چگونه قطره قطره آب می شود/ چگونه سایه سیاه سرکشم/ اسیر دست آفتاب می شود/ نگاه کن/ تمام هستی ام خراب می شود راست است که می گویند زمان باید بگذرد تا عیار شعرها مشخص شود و آنچه ماندنی است، باقی بماند و آنچه هم که باید به دست فراموشی سپرده شود، خودش از خاطر برود. منبع مطالب: جاودانه زیستن، در اوج ماندن به کوشش دکتر بهروز جلالی، نشر مروارید